گرچه دو مهفوم « زمان» و « تاريخ» ، مانند بسا مفاهيم ديگر، از ساخته های ذهن آدميزادند و در « طبيعت » وجود ندارند، اما ميان آنها تضادی هست که بر بسياری از آدميان آشکار نيست
عام ترين تعريفی که از مفهوم زمان به دست می توان داد، " تکرار پديده های طبيعی بـــر ـ يا بـــرای ـ آدمی است". بعبارت ساده تر: اگر شما، دوبار يا چند بار شاهد روييدن جوانه ها بر درختان و يا دميدن خورشيد از مشرق و يا فرود آمدن برف از آسمان باشيد، احساس زمان می کنيد و چون جـُـز در خيال و خاطره، به « گذشته » باز نمی توانيد گشت، « زمان » را رو به « آينده » می بينيد از همين تعريف، دو تبصره زاده می شود: اول آن که چون مفهوم « زمان » ، از « تکرار پديده های طبيعی » بوجود می آيد، يکنواخت است و دوم اين که: چون رو به « آينده » دارد، گــُـذراست. پس صفات اصلی « زمان » : يکنواختی و گذرايی است و حال آنکه « تاريخ » به گونه ای از زمان اطلاق می شود که « يکنواخت » و « گذرا» نيست. يعنی به دليل وقوع حادثه ای مهم، از ميان برهه های ديگر مشخص شده و به همان دليل، در ذهن آدمی مانده است. پس صفات اساسی تاريخ « يکتايی » ( درمقابل يکنواختی زمان ) و « ماندگاری» ( در برابر گذرايی او ) است
بر مبنای همين صفات است که « زمان » را مـُولد زندگی جسمانی و برونی انسان و « تاريخ » را محصول حيات معنوی و درونی او می توان دانست و نيز، علوم و فنون و ادراکات بشری را با يکی از اين دو قلمرو، متناسب و يا سازگار می توان يافت « سياست » که بنا بر يک تعريف مشهور باستانی، « علم استفاده از ممکنات » است در قلمرو « زمان » قرار دارد، زيرا که همهء قوانين و وسائل آن، به زندگی جسمانی و برونی آدميان مربوط است و عبارت «استفاده از ممکنات » ناظر به همين معنی است و برعکس، جای « هنر» در حيطهء « تاريخ» است، چرا که نه تنها همه اصول و ضرورياتش از حيات معنوی و درونی بشر پديد آمده، بلکه هدفش ـ در ضمير نا آگاه انسانی ـ غلبه بر دوصفت اصلی زمان، يعنی يکنواختی و گذرايی بوده است و از همين روست که هر اثر بزرگ هنری، در اوضاع و احوالی يگانه و تکرار ناپذير آفريده می شود و در همهء اعصار، پايدار می ماند و به همين سبب: « بی مانند » ( ضد يکنواخت) و جاودان (ضد گذرا) است پس هنرمند نيز، به تبع «هنر»، در حيطهء « تاريخ » زيست می کند و به ضرورتهای آن پاسخ می گويد و برخلاف او، سياستمدار، به تبع « سياست»، در قلمرو « زمان» بسر می برد و به مقتضيات آن جواب می دهد اکنون پرسش اين است که « مقتضيات زمان » چيست و « ضرورتهای تاريخ » کدام است
ــ برای دريافت بقيه اين مقاله با ما تماس بگيريد
SnShahnamehNaderpourP.lbi
Farjaam KeyKhosrow Dr. Mohamad Jafar Mahjoob
فرجام کار کیخسرو از نگاه دکتر محجوب در کتاب آفرین فردوسی
پادشاهی کیانیان. جنگ با افراسیاب. نگران خودبینی. اندرز پهلوانان. اندوه زال. کیخسرو جاودان
Karnaame-ye Dr. Jalil Doostkhaah
کارنامه ی دکتر جلیل دوستخواه
Khoda dar Negaah Ferdowsi
Part 01, 02,
03, 04,
05, 06,
07, 08,
09
خدا در نگاه فردوسی. پژوهش از شیوا
Shahnameh Composition
سرایش شاهنامه: مصراع افزوده، آهنگ گفتار، ایجاز، تحریف، گفتگو، توصیف، سجا، صدا، پاکی بیان، قافیه، ردیف، منابع و زبان شاهنامه
Ferdowsi's viewpoint
بازنگری آز، داد، دانش، خرد، کوشش، مهر، نام، تدبیر و تنگدستی از دیدگاه فردوسی
Ferdowsi's
Life 635 to 980 Mohamad AminRiyahi
با فردوسی از سال 635 تا 980 میلادی